بدون عنوان
نمايش عروسكي بي بي انار به مناسبت شب يلدا در مهدكودك گل پسرم ...
نویسنده :
مامان آرین
14:25
نمايش عروسكي بي بي انار
نمايش بي بي انار در مهد كودك آرين كوچولو به مناسبت شب چله
كوچولوي خوشتيپ من در صف اول با اون چشماي قشنگش الهي دورت بگردم ..... ...
نویسنده :
مامان آرین
14:21
سرماخوردگي عشق و عسل مامان
سلام به مونسم سلام به كسي كه تنها اوست كه آرامش رو به من ميده با بودنش با حرف زدنش با خنده هاش با گريه هاش ...... واي كه چقدر زجر آوره وقتي مريضي ترو مي بينم ... آرينم روز چهارشنبه شب سرماي شديدي خورد و سرفه هاش شروع شد آرينم عسلم برام سخته وقتي به فكر اون لحظاتي مي افتم كه چقدر ناله ميكردي و بي حال بودي و غذا نمي خوردي... مامان جان تا روز شنبه حالت خيلي خيلي بد بود و داروها هم اثري نداشت تا شنبه كه مامان و بابا بردنت بيمارستان پارس پيش متخصص و معاينه شدي و كلي دارو برات نوشت و بابا فوري رفت داروخانه و همه رو برات گرفت. آرينم تا روز دوشنبه حالت بد بود و خدارو شكر شبش ديگه سرفه نكردي و بهتر شدي ولي همچنان غذا نمي خوري و بي حال هستي احتمال...
نویسنده :
مامان آرین
14:43
عكسهايي از پسرم در شاه ورهرام ايزد
پسرم گلم در رديف جلو با كاپشن سورمه اي مشغول نيايشه كه از طرف مهدكودك رفته به شاه ورهرام ايزد.... الهي دورت بگردم خوشتيپ مهربون من... ...
نویسنده :
مامان آرین
13:43
آرين در مهدكودك كنار دوستش
عشقم زندگيم توي مهدكودك كنار دوستاش نشسته تا نوبتش بشه كه دكتر معاينه اش بكنه قربونت بشم مامان ديونته عاشقته...... ...
نویسنده :
مامان آرین
13:35
پسرم مونسم فرشته كوچولوي من براي تو مي نويسم...
امروز يكشنبه مورخ 24/9/92 ساعت 13است و مامان توي اداره است و به تو فكر ميكنه به تولدت كه در راه است به آينده به بزرگ شدن تو به همه چيز الي خودش.... مامان جان گل پسرم اين روزها خيلي زياد احساس خستگي ميكنم كار اداره كار خونه فكرهاي زياد در مورد تو و ...... چند وقتيه احساس درد توي تمام بدنم و سردردهاي زياد و خستگي زيادي دارم كه دلم مي خواهد بخوابم مامان جان من شرمنده ام كه نمي تونم اون جوري كه دوست داري باهات بازي كنم ولي بخدا سعي خودم رو ميكنم اميدوارم منو درك كني.... گل پسرمامان عسل خوشمزه مامان اين روزها علاقه زيادي به موسيقي داره و همش با خودش مي خونه و مي رقصه ديشب كتاب داستان بهت دادم و شروع كردي به خوندن با كلمات نامفهوم الهي دورت ...
نویسنده :
مامان آرین
13:08
روزهاي شيرين با تو بودن آرينم عشقم زندگيم مونسم تمام هستيم
سلام به بهترين و شيرين ترين اتفاق زندگيم آرينم بت زيبا و دلنشين من بهترين خاطره زندگي من بهترين همدم روزهاي شيرين و تلخ من تو كه باشي همه چيز هست توكه باشي دنيا زيباست توكه باشي هيچ كسي رو نمي خوام توكه باشي زندگيم بوي عطر و گلاب ميده تو كه باشي وجودت كه باشه من از خدا هيچ چيزي نمي خوام فقط و فقط تو سلامتي تو موفقيت تو و سربلندي تو فقط تو فقط آرين..... مامان جان دلم خيلي گرفته امروز روز يكشنبه و مامان مريم شيفته و اداره است و تو در مهدكودك چشم انتظار ماماني ميدونم ..... عشقم مي ميرم برات مي ميرم براي اون حرف زدنت با اون لباي قشنگت ميگي ماماني بيا ماماني بده ماماني آب واي كه چه كيفي مي كنم وقتي لبات رو روي لبام ميذاري و مي بوسي وقتي ازت...
نویسنده :
مامان آرین
16:46







