سرماخوردگي عشق و عسل مامان
سلام به مونسم سلام به كسي كه تنها اوست كه آرامش رو به من ميده با بودنش با حرف زدنش با خنده هاش با گريه هاش ...... واي كه چقدر زجر آوره وقتي مريضي ترو مي بينم ...
آرينم روز چهارشنبه شب سرماي شديدي خورد و سرفه هاش شروع شد آرينم عسلم برام سخته وقتي به فكر اون لحظاتي مي افتم كه چقدر ناله ميكردي و بي حال بودي و غذا نمي خوردي...
مامان جان تا روز شنبه حالت خيلي خيلي بد بود و داروها هم اثري نداشت تا شنبه كه مامان و بابا بردنت بيمارستان پارس پيش متخصص و معاينه شدي و كلي دارو برات نوشت و بابا فوري رفت داروخانه و همه رو برات گرفت. آرينم تا روز دوشنبه حالت بد بود و خدارو شكر شبش ديگه سرفه نكردي و بهتر شدي ولي همچنان غذا نمي خوري و بي حال هستي احتمالا براي داروهاست ...
آرينم شيرينم بهترينم ترا به خدا ديگه مامانت رو اذيت نكن و مريض نشو مامان ديونه ميشه وقتي كسالت ترو مي بينه الهي دورت بگردم شيرينم مهربونم قربون اون حرف زدنت بشم كه چقدر قشنگ كلمات رو ميگي ...
آرين جان تا تولد 2 سالگيت 14 روز مونده و مامان كلي استرس داره عشقم زندگيم خيلي خيلي دوست دارم و عاشقتم.... مامان جان مواظب خودت باش تمام فكر و ذكر مامان تويي فقط آرينم.... فصل پاييز فصل خوبي نيست چون پسرم همش مريض ميشه .....


سرماخوردگي عشق و عسل مامان
