آرين جان امروز پيش دكتر ارتوپد رفت
سلام پسرگلم عسلم الان كه ساعت 12 ظهره و مامان تازه اومده سركار ميخوام خاطره امروز كه برام روز بدي بود رو برات بنويسم ، چند وقت پيش كه پيش دكتربراي معاينات ماهانه رفتي دكتر برات آزمايش نوشت كه كمي مشكوك بوده به اينكه ويتامين Dبدنت پايينه مامان و بابا كلي غصه خوردند تا جواب آزمايش آماده شدكه كمي پايينه بايد دارو مصرف كني و پيش دكتر ارتوپد براي معاينه بري بلاخره با كلي آشنا بازي تونستيم يه دكتر خوب پيدا كنيم و نوبت براي امروز گرفتيم صبح كه از خونه اومديم بيرون اول رفتيم ساك غذا و لباسات و تحويل مهدكودك داديم و بعد هم رفتيم پيش دكتر عشقم زندگيم توي مسير كه مي امديم تمام لقمه هاي صبحانه رو به گربه ها ميدادي و با چه ذوق و شوقي نگاشون ميكردي الهي مادر قربونت بشه، الهي درد و بلات بخوره به جون مامانت من دق ميكنم اگه تو مريض بشي متاسفانه دكتر گفت كه كمي نرمي استخون داري و بايد دارو مصرف كني عسلم عشقم نگران نباش مامان زود خوبت ميكنه دكتر سفارش كرده كه بايد هر روز آفتاب بگيري تا چند وقت ديگه هم خوب خوب ميشي از امروز هم شربت كلسيم رو شروع مي كنم كه بخوري ويتامين dرو هم مقدارش رو بيشتر ميكنم .....
اي امام رضا ترا به خدا مواظب پسرم باش ......


آرين جان امروز پيش دكتر ارتوپد رفت
