روز سه شنبه 18/4/92 روز واكسن زدن آرين
سلام پسرگلم پسرنازنينم الهي مامان فدات بشه كه ديروز درد كشيدي الهي دورت بگردم
ديروز صبح بعد از خوردن صبحانه پسرگلم رو اوردم اداره كلي با همكاران بازي كرد البته فقط آقايون با خانمها ميانه خوبي نداره براشون چشمك زد و دست تكون داد بعد با بابايي رفتيم درمانگاه فاضل براي واكسن زدن كه الهي مامان فدات بشه خدايش اصلا اذيتم نكرد فقط يه ناله كوچيك و زود برگشتيم خونه ميوه خورد شيرخورد و كلي بازي كرد بعدشم رفت توي وان و كلي آب بازي الهي دورت بگردم ساعت 12 خوابيدي تا ساعت 15:30 كه با ناله بيدار شدي و تازه متوجه شدم اثر واكسنه نمي تونستي پات و تكون بدي كه بابايي بغلت كرد برد دستشويي و بعدشم مامان ماكاروني مورد علاقه سرم رو اماده كرد و حالت نيمه نشسته توي بغل بابايي خوردي اخه درد داشتي و نمي تونستي پات و تكون بدي فدات بشم دورت بگردم چقدر ديدني بودي وقتي اخ اخ ميگفتي و نمي تونستي بپري روي مبلها الهي الهي الهي قربونت بشم تا شب كمي اذيت بودي ولي خدارو شكر شب راحت خوابيدي تاصبح فقط كمي درد داشتي كه اونم زود برطرف شد الهي مامان فدات بشه كه اينقدر تحملت زياده و مامان رو اصلا اذيت نكردي در صورتيكه واكسن 18 ماهگي واكسن بسيار سختيه و اكثر بچه ها تب ميكنند.....
دوست دارم عاشقتم




روز سه شنبه 18/4/92 روز واكسن زدن آرين
