ارينم عشقم كوچولوي دوست داشتني من عشق مادر
سلام به پسرگلم فرشته زيبا و دوست داشتني من مامان جان اين روزها كارهات حرفهات همه و همه شيرين قشنگ زيبا ديونه كننده است البته شيطوني كه جاي خود دارد.
تعطيلات كنار مامان و بابا بهت خوش گذشت پنج شنبه عصر با هم رفتيم پارك تاب بازي و سرسره بازي واي كه هلاك شدم از گرما ولي مگه تو دست برميداشتي عشق مادر با گريه از پارك بيرون اومديم رفتيم فروشگاه برات دمپايي و لودر و ماشين پليس و ماشين بزرگي كه 4 تا ماشين كوچيك توش پارك شده بودند واي كه چقدر ذوق كردي رنگ دمپايي رو هم خودت انتخاب كردي مامان دوست داشت آبي برات انتخاب كنه ولي شما قرمز برداشتي كه مامان انتخاب پسرم رو قبول كرده و برات خريدم عشقم زندگيم مامان عاشقته..
روز جمعه با مامان تنها بودي چون بابا كار داشت و بيرون رفته بود مامان برات قورمه سبزي درست كرد و كلي صفا كردي....
عشقم ديروز شنبه 12/5/92 كه ساعت 15 اومدم دنبالت مهدكودك، از خاله شيرين در مورد هوش و كارهايي كه ياد گرفتي سوال كردم خدا رو شكر عالي عالي بود و خيلي ازت راضي بود مي گفت پسرم باهوشه و عاشق دوستاش عشقم شيرينم توي كلاس ژيمناستيك ميشينه و ورزش ميكنه الهي دورت بگردم كه روي تشك ژيمناستيك پشتك ميزني و ديدني ميشه .....
مامان آرينم عشقم زندگيم ديوانه وار دوست دارم و تا جان دارم در خدمتت هستم.....


ارينم عشقم كوچولوي دوست داشتني من عشق مادر
