مي نويسم براي پرنده كوچولوي زيبايم .....
سلام ماماني عشقم زندگيم پرنده كوچولوي من
آرين جان اين روزها شيرين ترين و بهترين روزهاي زندگيم رو در كنار ت سپري ميكنم كارهاي شيرين تو حرف زدنهاي با مزه و زيباي تو با اون طنين صداي قشنگت كه ميگي مامي بابي و من كلي ذوق ميكنم و در تعجبم اين كلمات رو از كجا ياد مي گيري پسرگل عسل زندگيم الان يكسال و نه ماه است كه لحظاتم رو با تو سپري ميكنم لحظات شيرين تلخ كه همه و همه براي من جذاب و دوست داشتني است ...
عشقم صداي حيوونها رو در مياري كلاغ گاو گربه جوجه و بره واي كه چقدر زيبا تلفظ ميكني ...
كلمات دايي خاله عمو عمه زرد سبز آبي رو جديدا ياد گرفتي پسرم داره بزرگ ميشه مرد ميشه آرينم تو عشق كوچولوي زيباي مامان و بابا هستي گل پسرم از جمعه شب سرما خوردي و شنبه و يكشنبه مامان مرخصي گرفت و كنارت موند كلي غصه خوردم كلي گريه كردم شبها توي تب مي سوختي و مامان بيدار مي موند الهي دورت بگردم مامان بخاطر تو فصل پاييز رو دوست نداره چون سال گذشته هم درست پاييز سرما خوردي و مامان چقدر غصه خورد...
پسرم امروز كمي بهتر شدي و مامان تونست بياد اداره ولي تمام فكرم پيش شماست كه الان توي مهد داري چكار ميكني ... خدايا مواظب پسرم باش نذار اذيت بشه كمكش كن اخه آرين عشق و روح و جسم و تمام زندگي منه من فقط و فقط كنار پسرم خوشبختم كنارش شادم كنارش انرژي مي گيرم و غصه هامو فراموش ميكنم دوري از خانواده رو تحمل ميكنم و به عشق گل پسرمامان زندگي ميكنم
نفس ميكشم..........
دوست دارم مواظب خودت باش....


مي نويسم براي پرنده كوچولوي زيبايم .....
